تبليغاتX
خیال دور

  

 

ریگی در کفشم می برم

که پایم می لنگد.

خیابان ها در جای خود بمانند

شهر در هر دامنه ای بود پیش برود

کسی اگر بی سلامی از کنار من گذشت

یقین

چیزی در خانه خیال اش سوخته است ( من دعا نمی کنم

                                   آرزو دارم فرزندش نجات یابد )

 

این پس لرزه اتفاق نیست،

پای من است

می لنگد

من

ا ز همان کودکی

دنیا را به کفشم گره می زدم.

 

3 اسفند ماه 84

 

 

+ نوشته شده توسط پیام عزیزی در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 و ساعت 14:34 |