با ریسمان بلند این دقایق چه توان کرد؟
_
پیراهن
پیراهن
از گذشته بر آن آویخته ایم
رخوت
ببین چگونه از آن می چکد
با ریسمان بلند اين دقايق چه توان كرد؟
_
با تاب آن
نیمی به گذشته
نیمی به آینده می رویم
بطالت
می کوشد در دایره افتد
با ریسمان . . .
_
چهار دیوار را به هم
سقف را به کف
با دست و دهان حشره ای
تنهائی
در شش سو پیله می تند
با ریسمان . . .
_
بلند
بلند
رویا رقص و اهتزاز در می آوریم
کم اگر بتوانیم!
کم اگر بتوانیم!
با ریسمان . . .
_
شعبده شعبده شعبده
با ذهن برهنه
بر آن راه می پیمایم
هراس
بر دو کفه ترازو بازی می یابد
با ریسمان . . .
_
تن ورزیده می کنیم
به بالا و پائین
در دایره بازی طناب
تکرار
خود را به خلاء می اندازد
با ریسمان بلند . . .
-
خوشه خوشه
میان دو دیوار آویخته ایم
اکنون
در سکون
یکباره مویز می شود
15 اسفند ماه 84

